تبليغاتX
http://mina-taranehha.blogfa.com
مرگ

منو ببخش ای بهترین ، راهی نمونده غیر از این

لحظه راهی شدنم ، شکستن منو ببین

رفتن من زوال ماست ، ختم تموم خنده هاست

کجای جاده گم کنم ، بغضی رو که تو این صداست

تار رفتن عزیز، از حقیقت نگریز

منو ببخش ای بهترین ، راهی نمونده غیر از این

لحظه راهی شدنم ، شکستن منو ببین

رفتن من زوال ماست ، ختم تموم خنده هاست

کجای جاده گم کنم ، بغضی رو که تو این صداست

تار رفتن عزیز، از حقیقت نگریز

منو ببخش ای بهترین ، راهی نمونده غیر از این

لحظه راهی شدنم ، شکستن منو ببین

رفتن من زوال ماست ، ختم تموم خنده هاست

کجای جاده گم کنم ، بغضی رو که تو این صداست

تار رفتن عزیز، از حقیقت نگریز29fbcp5.gif

واسه بار آخری، عشق تو چشمام ببین

561802k41ocyl4k3.gif
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 12:17  توسط اعظم عموئی | 
872530rp3ykrla4q.gifglitter153.gif890275yusl669n8d.gif1zc31wj.gif مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و در


تابوتی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد


دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست


داشتم کسی را در آغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند


همیشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذارید تا


بدانند عشق من غروب کرده و زندگی ام تمام شد . مرا در آفتاب


بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 15:2  توسط اعظم عموئی | 
ای دوست من. من ان نیستم که می نمایم.نمود پیراهنیست که به تن دارم.پیراهنی بافته ز جان که مرا از پرسشهای تو و تو را از فراموشی من در امان می دارد.
ان "من"ی که در من است ....ای دوست....در خانه ی خاموشی ساکن است و تا ابد همان جا می ماند. ناشناس و در نیافتنی.من نمی خواهم هر چه می گویم باور کنی و هر چه می کنم بپذیری.زیرا سخنان من چیزی جز صدای اندیشه های تو و کارهای من چیزی جز عمل ارزوهای تو نیستند.
هنگامی که می گویی:"باد به مشرق می وزد"من می گویم :"اری به مشرق می وزد".زیرا نمی خواهم تو بدانی که اندیشه ی مندر بند باد نیست.بلکه در بند دریاست.
تو نمی توانی اندیشه های دریایی مرا دریابی و من هم نمی خواهم که تو در یابی.می خواهم در دریا تنها باشم...
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 14:59  توسط اعظم عموئی | 
اگه بگم که قول می دم تا همیشه باهات باشم

اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم

اگه بگم توآسمون عشق من فقط تویی

اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم

اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم

اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی

اگه بگم بال منی لحظه ی پرواز منی

میشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال

میشی برام باغبون میوه های تشنه وکال

میشی برام ماه شبای بی سحر

میشی برام ستاره ی راه سفر

ولی بدون هرجا باشی یا نباشی مال منی

بدون اگه برای من هم نباشی عشق منی

برای سعادت شبا شعرامو من داد می زنم

برای خوشبختی تو خدا رو فریاد می زنم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 14:56  توسط اعظم عموئی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان